فارس
← همه اخبار
از غزه صدای العطش می‌آید

بسته ادبی

از غزه صدای العطش می‌آید

۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰کد خبر: 139020۱

شاعران فارس سهمی قابل توجه در شعر مقاومت و ادبیات حمایت از فلسطین دارند

 

در این مجال شما را به خواندن چند شعر در این فضا دعوت می کنم:

 

صدای ما را از زمین می‌شنوید/ شعر عبدالحسین انصاری

 

نترسید

همه‌چیز تحت کنترل است

تنها پاسبان‌ها دارند تمرین حقوق بشر می‌کنند

هرچند با بمب‌های فسفری

که سوزش‌شان را درک نمی‌کنم

گیرم کانال‌های ماهواره‌ای هم

چندروزی چهرۀ شهر را متلاشی نشان دهند

و برای خودشیرینی

کودکانی مذاب را

از جلوی لنزهای متعجب عبور دهند

که مثلاً بفرمایید...

خواهش می‌کنم

به این گلوله‌های مارک‌دار اعتماد کنید

که خوب می‌دانند کدام مادر

نطفۀ نا خلفی را در زهدان می‌پروراند

و یا کدام کودک

برای آیندۀ زمین

خواب‌های شومی دیده است

نترسید

کافی‌ست تمام گذرگاه‌ها را ببندید

و عجالتاً چشمان‌تان را نیز

تا  این آخرین تمرین هم

در آرامشی انسان‌دوستانه به سرانجام برسد

بعد چشمان‌تان را باز کنید

سرتان را بالا بگیرید

شما انسان‌های بزرگی هستید

با آرمان‌هایی مناسب

و اینجا کهکشان راه‌شیری

صدای ما را از زمین می‌شنوید

همه‌چیز تحت کنترل اشباح است

 

 

 

حرف تازۀ زیتون/  محمدمهدی سیار

 

چندی‌ست هر بهار می‌شکفد

بر شاخه‌های تازۀ زیتون، سنگ

دیگر نشان صلح نخواهم بود

این است حرف تازۀ زیتون: جنگ

 

دیری‌ست سهم سینۀ ما تیر است

دیری‌ست راهِ رفتنِ ما خار است

بیدارماندگانِ شبی تاریم

دار است حقّ گردنِ ما، دار است

 

زنجیر باز کرده و می‌آییم

با دسته‌های سینه‌زنی از راه

ما فوجِ بسملیم که در راهیم

ای تیغ‌های سر زده! بسم‌الله

 

یادش به خیر گفتۀ دریامَرد

کافی‌ست سطل آبی اگر ریزیم

جز آبروی رفته چه خواهد ماند

امروز اگرکه سیل نیانگیزیم؟

 

رباعی ها/ میلاد عرفان‌پور

 

شمریم، اگر روز ستم خاموشیم

خون است، اگر آب خنک می‌نوشیم

آن‌سوی جهان کرب‌وبلایی برپاست

ما هم دل‌مان خوش است مشکی‌پوشیم

 

برخیز، که در عشق خطر باید کرد

در راه خدا سینه سپر باید کرد

از غزه صدای العطش می‌آید

یاران حسین را خبر باید کرد

 

اینجا، آنجا، تمام دنیا غزه‌ست

انگار هوای کربلا با غزه ست

یاران عزادار! توجه بکنید

امسال محل هیئت ما غزه‌ست

 

تا سنگر غزه خالی از غیرت ماست

در هیئت ما سینه‌زنی باد هواست

گیسوی زنانِ غزه خون‌آلود است

یاران علی را چه شده؟ مرد کجاست

 

آیین سلیمانی/ هاشم کرونی

 

ای خوشا در خلوت خورشید، نورانی شدن

با فنا فی اللهیان در خویش قربانی شدن

رکعتی از عشق خواندن جان ما را تازه کرد

ای خوشا بسمل به آیین مسلمانی شدن

من سری دارم که بر دار جنون گل کرده است

تا قدم برداشتم در راه عرفانی شدن

دل به دریا می زنم ای جام آتشگون عشق

تا بفهمم لذت یک جرعه بارانی شدن

ای دریغ از نغمه داوود جان جا مانده ایم

ما کجا و لذت یک دم سلیمانی شدن

در سپاه قدس آیین سلیمانی به پاست

ای خوشا در عشق اسماعیل قاآنی شدن

 

قاعده‌ی بازی/ پروانه نجاتی

 

برادران عرب بی برادرم کردند

اسیر فاجعه های مکررم کردند

به عمق بی کسی چاه در شبی بی ماه

برای سنگ دل خود کبوترم کردند

چهار سوی گذر را به روی من بستند

شبیه قاعده ی بازی از برم کردند

مزورانه مرا دست گرگها دادند

برای پیرهن پاره پرپرم کردند

لب سکوت گزیدند وقت خوش رقصی

پیاله لب زده درخون شناورم کردند

فروختند مرا بانفیری از نفرت

وبعد هلهله بر زخم پیکرم کردند

به جای نان وعروسک یه جای نرمی خواب

گلوله هدیه ی چشمان خواهرم کردند

برادران عرب مصری از زر و زورند

که مثل خواب بدی دیر باورم کردند

 

 بسته کامل اشعار

دریافت فایل

گالری تصاویر (۵)

از غزه صدای العطش می‌آید۱ / ۵
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://fars.hozehonari.ir/s/H3PYM5D

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: fars.hozehonari.ir