فارس
← همه اخبار
بهشت آرزوی من حسین است!

سه شعر آیینی از شاعران فارس به مناسبت میلاد گل های باغ نبوت

بهشت آرزوی من حسین است!

۲۰ فروردین ۱۳۹۸کد خبر: 36652۱

سوم شعبان سالروز میلاد حضرت امام حسین علیه السلام و روز پاسدار، چهارم شعبان روز میلاد حضرت اباالفضل العباس علیه السلام و روز جانباز و پنجم شعبان روز میلاد حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام است

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس، در این مجال سه شعر از شاعران آیینی سرای فارس را به همین مناسبت ها تقدیم حضور اهل هنر و مخاطبان شریف سایت می نماییم.

 

بهشت آرزو

 

گل خوش رنگ و بوی من حسین است

بهشت آرزوی من حسین است

 

مزن دم پیش من از لاله رویان

که یار لاله روی من حسین است

 

من آن مداح مست سینه چاکم

که ممدوح نکوی من حسین است

 

همه در گفتگوی این و آنند

ولیکن گفتگوی من حسین است

 

سخن بی پرده می گویم زمستی

می و جام و سبوی من حسین است

 

چو مرغ حق که از حق میزند دم

طنین های و هوی من حسین است

 

از آن بر تربتش سایم جبین را

که عز و آبروی من حسین است

 

احد گوئی از آن باشد شعارم

که پیر و نکته گوی من حسین است

#احد_ده_بزرگی

 

*****

یاس یا سیب؟

 

واشگفتا، شگفتا اباالفضل

مرکز ثقل دنیا اباالفضل

 

مانده چون کوه در مرز عالم

مرد بی دست، تنها اباالفضل

 

آمده در پی مشک آبی

پیش او هفت دریا اباالفضل

 

هر که دیدم تب تشنگی داشت

می‌شود باز سقا اباالفضل

 

حیرت آورترین جای دنیاست

مرقد پاک آقا اباالفضل

 

آب، اینجا گره می‌خورد با

آب، اینجا گره با اباالفضل

 

این همان بهترین جای دنیاست

بهترین بهترین جا اباالفضل

 

یاس یا سیب؟ هان میلتان چیست؟

می‌دهد بوی زهرا اباالفضل

 

حیرتا حیرتا حیرتا عشق

واشگفتا شگفتا اباالفضل

 

سوز دل‌های ما با حسین است

اشک چشمان ما با اباالفضل

 

ذکر لب‌های ما را نوشتند

یا حسین یا حسین یا اباالفضل

 

دیگران ظرف یک روز رفتند

قرن‌ها مانده برپا اباالفضل

 

مشکلی دارم... آیا بگویم؟

حاجتی دارم آیا... اباالفضل...؟

 

هر چه حاجت به این خانه آمد

پای آن کرده امضا اباالفضل

#ایوب_پرندآور

 

*****

 

دامن خیمه به بالا بزن

 

گرچه تا غارت این باغ نمانده است بسی

بوی گل می رسد از خیمۀ خاموش کسی

 

چه شکوهی است در این خیمه که صد قافله دل

می نوازند به امیّد رسیدن جرسی

 

دامن خیمه به بالا بزن ای گل که دلم

جز پرستاری درد تو ندارد هوسی

 

ای صفای سحری جمع به پیشانی تو!

باد پاییم و به گردت نرسیده است کسی

 

بر سردار تمنّای تو گل کرد مسیح

یافت از شعلۀ ادراک تو موسی قبسی

 

راهیم کن به تماشای جمالت بگذار

بر سر سفرۀ سیمرغ نشیند مگسی

 

چه صمیمی است خدایی که تو یادم دادی!

لطف محض است اگر نیست جز او دادرسی

 

باز شب آمد و من ماندم و این گریه و .. .نیست

جز ابوحمزۀ توفانی تو همنفسی

#محمد_فخارزاده

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://fars.hozehonari.ir/s/SH4QLXA

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: fars.hozehonari.ir