فارس
← همه اخبار
... ما اهل دلیم با علی می مانیم

ویژه نامه ادبی شعر و شور و شعور- شماره 1

... ما اهل دلیم با علی می مانیم

۱۱ خرداد ۱۳۹۷کد خبر: 26044۱

شاعران استان فارس همواره نقش قابل توجهی در عرصه شعر آیینی و شعر انقلاب اسلامی بر عهده داشته اند.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس، هفته جاری با چند مناسبت عمده گره خورده است که در راس آن شهادت حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام و شب های قدر قرار دارد.

علاوه بر آن در این هفته که پایان آن روز قدس قرار دارد سالگرد رحلت امام خمینی ره و قیام 15 خرداد نیز توسط علاقه مندان فرهنگ اصیل انقلاب اسلامی گرامی داشته خواهند شد.

به همین مناسبت ویژه نامه ای 7 قسمتی تدارک دیده ایم تا جلوه هایی از هنرنمایی شاعران استان فارس را در این رابطه و با لحاظ تلاش های آنان در تعظیم فرهنگ دینی و انقلابی در تماشاگه علاقه مندان این فرهنگ ناب قرار دهیم.

در این هفته هر روز یک شماره از ویژه نامه را تقدیم شما خواهیم کرد که شامل  3 شعر در باب این 3 مناسبت است به این ترتیب هر روز یک شعر علوی یک شعر درباره امام راحل و یک شعر درباره روز قدس از شاعران فارس تقدیم شما خواهد شد.

ضمن آنکه به مناسبت ایام شریف شب های قدر هر روز یک مناجات از بزران ادب پارسی نیز تقدیم خواهد شد

 

سلام اول:

شنبه 12 خرداد

 

????دلسروده1

مناجات از شیخ اجل سعدی

 

ثنا و حمد بی پایان خدا را

که صنعش در وجود آورد ما را

 

الها، قادرا، پروردگارا

کریما، منعما، آمرزگارا

چه باشد پادشاه پادشاهان

اگر رحمت کنی مشتی گدا را؟

 

خداوندا تو ایمان و شهادت

عطا دادی به فضل خویش ما را

 

وز انعامت همیدون چشم داریم

که دیگر باز نستانی عطا را

 

از احسان خداوندی عجب نیست

اگر خط در کشی جرم و خطا را

 

◊◊◊◊◊

 

???? در سایه سار مهر مولا 1

عرض ارادتی به ساحت امیر مومنان مولا علی علیه السلام

 

...ما اهل دلیم

*اسماعیل خلیفه

پر زخم ترینیم ولی می مانیم

ما اهل دلیم با علی می مانیم

 

از شب گذر ستاره ها را دیدیم

دل بردن ماه پاره ها را دیدیم

 

در چاه نشسته درد را می شنویم

از آب صدای مرد را می شنویم

 

با کشتی دل به جنگ طوفان رفتیم

از چاه اگر چه ما به زندان رفتیم...

 

بر خاستن از شکست هامان داریم

شمشیر دو دم به دست هامان داریم

 

پیوسته برای بندگی آمد ه ایم

با مرگ به جنگ زندگی آمده ایم

 

ما والی دست بسته را می فهمیم

قرآن به سر شکسته را می فهمیم

 

از حادثه ها نگو چه بر دل داریم

عمریست که داغ کوچه بر دل داریم

 

ما رنج سکوت را دمادم بردیم

یک چارم قرن حرفها را خوردیم

 

یک چارم قرن می سبو را آزرد

این تیزی استخوان گلو را آزرد

 

یک چارم قرن اشک از بر کردیم

با خار درون چشم ها سر کردیم

 

یک چارم قرن چاه اندوه گرفت

از داغ نبود ماه اندوه گرفت

 

در پشت مسیر کوه ها دشت شدیم

در بند خلافتی که برگشت شدیم

 

این رخت برای ما ملال آور بود

از پینه ی کفش هایمان کمتر بود

 

این رخت چه فتنه ها که با باد آورد

هر برگه سقوط کرده افتاد... آورد

 

وقتی که وزید با شتر طغیان کرد

پیراهن شهر را تن عصیان کرد

 

چون قطره مسیر آب ها را گم کرد

یک زن همه ی حجاب ها را گم کرد

 

آنگاه هر آن چه بود غارت کردند

قرآن سر ِنیزه رفت... عادت کردند...

 

تاحرمت هر بزرگ را خورد کنند

با حیله هوای باخت را برد کنند

 

دیدیم که دست فتنه خارج شده بود

هر قاری شب زده خوارج شده بود

 

حکم آمد ه بود بر فراوانی شان

از کینه کنار مهر پیشانی شان

 

صد پینه به جای جهل شان می افزود

شمشیر برای جهل شان می افزود

 

ما عشق از اسمان به خاک آوردیم

ما از دل خاک ها پلاک آوردیم

 

ازبدر گذشته تا به قدر آوردیم

کی درک کنند ما چقدر آوردیم

 

بر نیزه عروج لاله ها را دیدیم

خشکی لب سه ساله ها را دیدیم

 

تیری که به اشک خورده را میفهمیم

انگشتر دست برده را میفهمیم

 

با قلب شکسته تا نهایت رفتیم

عاشق شده سجده ی شهادت رفتیم

 

◊◊◊◊◊

 

???? کاروان سالار1

شعرهایی برای کاروان سالار انقلاب اسلامی

 

درد دلی با امام

*محمد مهدی سیار

از کتاب درسیای بچگیام

چیزی یادم نمیاد جز یه نگاه

که همون صفحه اول میدرخشید مث ماه

پیرمرد چشم امیدش به ما بود

امیدش به ما دبستانیا بود

با هزارتا آرزو چشم امیدش میشدیم

توی بازیای بچگی شهیدش میشدیم

حالا ما بزرگ شدیم حال امیدتو بپرس

 حال و احوال کوچولوی شهیدتو بپرس

 

***

 

خوش نداشتیم عکس ماهت

 روی سکه ها وکنج اسکناسا بشینه

زینت قابای خاتم بشه و

 روی میز با کلاسا بشینه

عکستو قاب میگیرن فقط تماشا میکنن

اسمتو میارن و رسمتو حاشا میکنن

چشم بیدار تو رو دیدن ولی

دلشون خوابه هنوز

بی خیال نگاه شرقی تو

چشم‌شون به اون ور آبه هنوز

این روزا دلم گرفته ولی باز

بغضمو میخورم و همراه پا برهنه ها داد میکشم:

حالا من چشم امیدم به توئه

من هنوز

انتظار فرج از نیمه خرداد می‌کشم

 

◊◊◊◊◊

 

????کلماتی به رنگ سنگ1

شعرهایی برای فلسطین و قدس شریف

 

 

قاعده‌ی بازی

*پروانه نجاتی

برادران عرب بی برادرم کردند

اسیر فاجعه های مکررم کردند

 

به عمق بی کسی چاه در شبی بی ماه

برای سنگ دل خود کبوترم کردند

 

چهار سوی گذر را به روی من بستند

شبیه قاعده ی بازی از برم کردند

 

مزورانه مرا دست گرگها دادند

برای پیرهن پاره پرپرم کردند

 

لب سکوت گزیدند وقت خوش رقصی

پیاله لب زده درخون شناورم کردند

 

فروختند مرا بانفیری از نفرت

وبعد هلهله بر زخم پیکرم کردند

 

به جای نان وعروسک یه جای نرمی خواب

گلوله هدیه ی چشمان خواهرم کردند

 

برادران عرب مصری از زر و زورند

که مثل خواب بدی دیر باورم کردند

 

گالری تصاویر (۳)

... ما اهل دلیم با علی می مانیم۱ / ۳
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://fars.hozehonari.ir/s/N35XMNE

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: fars.hozehonari.ir