
بازنشر
چه تمثیلی است با نرگس بنازم چشم مستش را
شعر مهدوی از گونه های شعر آیینی است که در دهه های اخیر با اقبال فراوانی روبه رو بوده است
در این مجال شما را به خواندن شعری از دکتر غلامرضا کافی عضو هیات علمی دانشگاه شیراز دعوت می کنیم:
خبر
خبردادند مخموران ز نوشانوش مستانش
که در سکرند مدهوشان هم از عطر گریبانش
چه تمثیلی ست با نرگس بنازم چشم آن گل را
همه چشم ست نرگسزار وآن هم هست حیرانش
خیال چشم او در گردش آورده ست عالم را
به جز گردش نمی گردندازپیدا وپنهانش
خیال قامتش را در غزل بیهوده می بندم
که آتش می زند بر دل رباعی های مژگانش
بهشت از روی او یک نسخه ی کمرنگ در قاب ست
اگر چه خوانده شد آن نازنین طاووس بستانش
زمین آن گونه خواهد بودبا عطر ظهور او
که ابراهیم خواهد سوخت ازرشک گلستانش
ملاحت آن قدر دارد کمان ابروی کنعانی
که صد یوسف گرفتارند در چاه زنخدانش
نه موسی می شناسم من نه عیسی گرچه می دانم
ملایک پرده داران و رسولانند دربانش
زمین آن گونه خواهد بود در عصر ظهور او
که گرگ آبشخوری دارد همان در چشم میشانش
به سامان قیامت باش در آدینه ی میعاد
که خیل مردگان را زنده خواهد کرد فرمانش!
کفن پوشیده برخیزند از خاک لحد آن روز
چنان اصحاب کهف از غار مردان فراوانش
شکوه کربلا تکرار خواهد شد ولی این بار
حساب کوفی وشامی ست با تیغ سر افشانش
ستم در پیشگاه او به خاک لابه می غلتد
سر طاغوت می ریزد به بردابرد میدانش!
اگر خون موج بردارد اگر گل هیچ فرقی نیست
فقط ما عاشقان خواهیم در این عرصه جولانش
زبس چشم انتظار آن گل موعود جان دادند
کنار لاله نرگس روید از خاک شهیدانش
به خواب سرمه می بندم غبار کاروانی را
که قصد سامرا دارد به بوی گرد دامانش
مرارت های هجران با خیال دوست آسان است
همان عکسی که یوسف داشت بر دیوار زندانش!
دکتر #غلامرضا_کافی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: fars.hozehonari.ir