فارس
← همه اخبار
بزرگا اماما تو را دوست داریم!

ویژه نامه ادبی شعر و شور و شعور- شماره 3

بزرگا اماما تو را دوست داریم!

۱۴ خرداد ۱۳۹۷کد خبر: 26078۶

سومین صبح این هفته را با آثاری دیگر از هنرمندان فارس مرور می کنیم در روزی که تلاقی ضربت خوردن حضرت اسدالله الغالب علی بن ابی طالب علیه السلام و عروج امام امت ره است.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی استان فارس، هفته جاری با چند مناسبت عمده گره خورده است که در راس آن شهادت حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام و شب های قدر قرار دارد.

علاوه بر آن در این هفته که پایان آن روز قدس قرار دارد سالگرد رحلت امام خمینی ره و قیام 15 خرداد نیز توسط علاقه مندان فرهنگ اصیل انقلاب اسلامی گرامی داشته خواهند شد.

به همین مناسبت ویژه نامه ای 7 قسمتی تدارک دیده ایم تا جلوه هایی از هنرنمایی شاعران استان فارس را در این رابطه و با لحاظ تلاش های آنان در تعظیم فرهنگ دینی و انقلابی در تماشاگه علاقه مندان این فرهنگ ناب قرار دهیم.

در این هفته هر روز یک شماره از ویژه نامه را تقدیم شما خواهیم کرد که شامل  3 شعر در باب این 3 مناسبت است به این ترتیب هر روز یک شعر علوی یک شعر درباره امام راحل و یک شعر درباره روز قدس از شاعران فارس تقدیم شما خواهد شد.

ضمن آنکه به مناسبت ایام شریف شب های قدر هر روز یک مناجات از بزران ادب پارسی نیز تقدیم خواهد شد

 

سلام سوم:

 

 

♦???? دلسروده3

مناجات از منطق الطّیر عطّار

 

آفرین جان آفرین پاک را

آنکه جان بخشید و ایمان خاک را

 

عرش را بنیاد بر آب او نهاد

خاکیان را عمر بر باد او نهاد

 

آسمان را در زبر دستی بداشت

خاک را در غایتِ پستی بداشت

 

آن یکی را جنبش مادام داد

وین دگر را دایماً آرام داد

 

◊◊◊◊◊

 

???? ♦???? در سایه سار مهر مولا 3

عرض ارادتی به ساحت امیر مومنان مولا علی علیه السلام

 

به عین اول نامت یا علی«علیه السلام»

*مجتبا صادقی

گیرم که ابر، حرمت خورشید را شکست

نور دو‌ عین اول عشق و علی که هست

 

خطاط‌ها به عشق، تو را مشق می‌کنند

از دیدشان نوشتن نامت عبادت است

 

لا سیفَ جز کشیدن عین تو با وضو

لا عیشَ جز نوشتن نام تو با دو دست

 

نادعلیّاً... آه چه خوب است حال‌شان

آن‌ها که از نوشتن تو می‌شوند مست

 

عین عزیزِ عشق؛ چه عین مقدسی‌ست

یعنی که می‌شود به خم آن دخیل بست

 

پی برده‌ام به معجزه‌ی عین در علی

حتمن اگر نبود سر عشق می‌شکست

 

حتمن اگر نبود، جهان بی چراغ بود

هی لکه‌های شب به تن ماه می‌نشست

 

جان‌ها فدای عین علی باد و عین عشق

این چشمه‌ها که در وسط شعر جاری است

 

نکته؛

یک/همین بازی‌های زبانی‌ست که غزل را زنده نگه داشته است (خودم)

دو/ عین، معانی مختلفی در زبان عربی دارد، از چشم و چشمه تا رودخانه و جویبار، این مهم در خوانش شعر لحاظ شود.

 

مولانا مددی

 

◊◊◊◊◊

 

????♦???? کاروان سالار3

شعرهایی برای کاروان سالار انقلاب اسلامی

 

مهین یادگار

*دکتر غلامرضا کافی

مهین یادگارا زمین را زمان را

بلندا نگارا همین را هم آن را

 

بلندا نگارا مهین یادگاری

تو این خاک خونرنگ غیرت نشان را

 

زهی صیت نامت ز عالم فراتر

زهی عطر یادت گرفته جهان را

 

 

حنیف مقدم خلیل معاصر

که در هم شکستی ستمکارگان را

 

تو زنجیر زجر زبونان بریدی

هم از یاوه گویان بریدی زبان را

 

سر سرکشان را به چنبر کشیدی

که گردن شکستی تو گردن کشان را

 

ستم می گریزد ز درگاهت آری

که درخاک غلتیده آن آستان را

 

صلابت تو از کوه داری؟ زهی سهو

که کوه از تو دارد شکوه گران را

 

هم از شانه های تو دارد نشانی

اگر صخره بر خود نبیند تکان را

 

گره خورده با دین چنان صیت نامت

که فریاد تو یاد آرد اذان را

 

سلاح تو ایمان قرین تو قران

بریدی امان شاه صاحب قران را

 

نه تیغ و نه ترگ و نه هیهای لشکر

نه در گرفتی عنان وسنان را

 

نه اسبان تازی ز جیحون جهاندی

نه تسخیر کردی قلاع فلان را

 

نه بازو شکستی نه بارو گشودی

نه در بند کردی فلان خاندان را

 

نه تاج زمرد نه تخت زبرجد

نه بر تن قبا دوختی پرنیان را

 

چه کردی که این خیل مشتاق محروم

به درگاه تو تحفه آورد جان را

 

حکومت به دل ها مرام شما بود

که لرزاند تا بن دل حاکمان را

 

زهی فکر وتدبیر پیرانه تو

که در شورش آورد خیل جوان را

 

بزرگا اماما تو را دوست داریم

و هم نزهت نهضت جاودان را

 

گران بود داغ تو بر خلق زیرا

گرفتی تو از خلق خواب گران را

 

تو گفتی به اعجاز کشف و شهودت

که اسلام گیرد کران تا کران را

 

زمان چشم دارد به آن روز موعود

تماشای موعود صاحب زمان را

 

که خاک از فراوانی سبزه و گل

خجالت دهد باغسار جنان را

 

جهان از تماشای او گر بگیرد

بسوزاند از غمزه ای کهکشان را

 

ببخشد به یعقوب ها چشم بینا

بگیرد ز ایوب ها امتحان را

 

بسی راز ناگفته را سر گشاید

بشوید هم از گرگ کنعان دهان را

 

بزرگا اماما تو را دوست داریم

و آن انقلاب بزرگ جهان را!

 

◊◊◊◊◊

 

♦???????? کلماتی به رنگ سنگ3

شعرهایی برای فلسطین و قدس شریف

 

جناس

*سیدمحمدامین جعفری حسینی

نمی دانم این جناس های نجس

کی آتشفشان این بغض کهنه می توانند باشند

اما

سال هاست

نجابتت  گم است

پشت جنابت نجیب زاده های بی استخوان عرب

و جوانان  خانه ندیده ات

در کف چارخانه های سرخ و سفید عِقال هم لهجه ها

ودشداشه های شاد همسایه ها شان مانده اند

مانده اند

پشت حکایت های تازه ی تازیانه و زیتون،

وروایتِ تورات های تازه را

خط می نویسند

اینجا جای امنی نیست

اما چند ساحل آنطرف تر از همین مدیترانه

ملک یزید های زیادی می شناسم

که لخت لمیده اند

ولخته های خون ما را

در سُکر ترانه های ام کلثوم می بلعند

این جماعت

گوساله های سامری هم که نباشند ،

رَمه های  رَم کرده اند ،

که بجای علف

"الف لیله واللیله " می جوَند و

قیلوله هایشان را

به چُرت های چِرت شان وصله می زنند

از بصره خرما یش را می شناسند و

از فلسطین

جز تین و زیتون و سیبستان هاش

چیزی نمی شناسند

اما خوب می دانم

سخت از بیروت می ترسند

و نامش را

باروت هجی می کنند

 

 

 

 

 

گالری تصاویر (۳)

بزرگا اماما تو را دوست داریم!۱ / ۳
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://fars.hozehonari.ir/s/TWN4MDB

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: fars.hozehonari.ir