فارس
← همه اخبار
با نام علی دهانمان شیرین شد!

تازه ترین دلسروده های غدیری هادی فردوسی

با نام علی دهانمان شیرین شد!

۸ شهریور ۱۳۹۷کد خبر: 28817۲

در آستانه عید سعید غدیر خم، هادی فردوسی تازه ترین دلسروده های غدیری خویش را منتشر کرد.

با تبریک عید ولایت به عنوان عیدانه این شعرهای زیبا را تقدیم حضورتان می نماییم:

سرود غدیر

تقدیم به پرچمدار ولایت امام علی علیه السلام و واقعه ی شکوهمند غدیر

 

با نور علی دل به سیاهی ندهم
جز او به ولایتی گواهی ندهم
بر درگه مرتضی گدایی عشق است
آن را به هزار پادشاهی ندهم


عید آمد و دنیا به بهار آذین شد
سرتاسر خاک ، باغ عطرآگین شد
از جام غدیر ،جرعه ای نوشیدیم
با نام علی دهانمان شیرین شد


مستی همه از مسیر خم می جوشد
از چشمه ی بی نظیر خم می جوشد
عالم همه را مست ولایت کرده ست
آن باده که از غدیر خم می جوشد


آن روز زمانه را تکان داد علی
شوری به تمام کاروان داد علی
خورشید هزاربار روشن تر شد
تا دست به دست آسمان داد علی


عالم همه غرق نور و توحید شده ست
لبریز گل و شکوفه ی عید شده ست
جز شیر خدا نمی تواند باشد
آن ماه که جانشین خورشید شده ست


بی تاب تر از صدای دف می آیم
با عشق علی ز هر طرف می آیم
یکباره تمام می شود غم هایم
وقتی که به پابوس نجف می آیم


زیبایی و ماه مست و دیوانه ی توست
می تابی و هر ستاره پروانه ی توست
آنقدر کریمی که همه می دانند
خورشید گدای کوچک خانه ی توست


وقت است دگر به خانه ی او بروی
با دیده ی تر به خانه ی او بروی
هیهات که با دست تهی برگردی
صدبار اگر به خانه ی او بروی


بی عشق علی بهار و پاییزی نیست
شب می رسد و صبح دل انگیزی نیست
هرکس به دلش مهر کسی را دارد
جز مهر علی در دل ما چیزی نیست


عشق تو شناسنامه اش خواهد بود
توصیف تو در چکامه اش خواهد بود
هرکس به ولایت تو ایمان دارد
امضای تو پای نامه اش خواهد بود


بگذار که عشق را بجویم یک عمر
این راه دراز را بپویم یک عمر
دلتنگم و مثل نخل ها می خواهم
برخیزم و یا علی بگویم یک عمر


سرداری و آوازه ی خیبر داری
از عطر خدا ، دلی معطر داری
پیداست که پادشاه عالم هستی
از تاج ولایتی که بر سر داری


آن روز بهار، سوی صحرا آمد
صد چشمه به جستجوی دریا آمد
سرهای تمام دشمنان پایین رفت
تا دست تو در غدیر ،بالا آمد


باد آمد و عطر دیگر آورد انگار
صد مژده ی روح پرور آور د انگار
روزی که نبی دست تو را بالا برد
از شوق تو سنگ ، پر در آورد انگار


ای کاش اسیرتان شوم مولا جان
سرباز دلیرتان شوم مولا جان
بی نام شما ولایتم کامل نیست
قربان غدیرتان شوم مولا جان


آن روز شناسنامه پیدا کردی.

آوازه به هر چکامه پیدا کردی
ای عشق تو ناتمام بودی ، اما
با نام علی ادامه پیدا کردی


علی جان عشق تو غوغا به پا کرد
مرا با نور ایمان آشنا کرد
تو وقتی آمدی دیوار کعبه
به استقبال تو آغوش وا کرد


علی سرو خدا در باغ دین است
غرور آسمان ها و زمین است
کم است این شعر اما خوش به حالش
که در مدح امیرالمؤمنین است


خزان می ماند و فروردین نمی شد
فضای باغ ،عطرآگین نمی شد
اگردست علی آن را نمی کاشت
یقین دارم رطب شیرین نمی شد


تو عزت داده ای ماه رجب را
شرف بخشیده ای علم و ادب را
نخستین آفتابی ،حتم دارم
که روشن کرده ای تکلیف شب را

#هادی_فردوسی

گالری تصاویر (۱)

با نام علی دهانمان شیرین شد!
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://fars.hozehonari.ir/s/4E3VF2W

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: fars.hozehonari.ir